آموزش زبان انگلیسی در خواب آموزش زبان انگلیسی در خواب
با ضمیر ناخودآگاه خود به آسانی زبان یاد بگیرید
شامپو رفع سفیدی مو
بیش از 15 سال جوان شوید
با این شامپو دیگر نیازی به رنگ مو ندارید
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
یکشنبه 22 مهر ماه سال 1386

یادش بخیر...

اولین سال دانشگاه...

آبادش کردیم!


جمعه 30 شهریور ماه سال 1386

 

وقتی همه ی میوه ها از درخت چیده شدند تازه نوبت سوا کردن آنهاست

وقتی همه ی میوه ها خوب از هم سوا شدند تازه نوبت به چیدن آنها در سبد می رسد

و وای به حال من باغبان که با همه ی تلاشم جز مشتی گندیده نسیبم نشد!

با این حال

همه را دور ریختم و  نهالی نو در سرزمینی تازه خواهم کاشتم

 

......

 

پ.ن: یکی دیگه از دوستان دور شیرینی هم کم شد!


سه شنبه 13 شهریور ماه سال 1386

 

تا حالا سیم سه تار و  وقتی موقع کوک کردن بریده می شه دیدی؟

به آستانه تحمل آدمها خیلی خیلی شبیه میشه!


چهارشنبه 24 مرداد ماه سال 1386

 

یاد حرف پروفسور شوشتری می افتم که به من میگفت: در کشتی, فرانسویها که ساحل ملکتشان را از دور دیدند به رقص آمدند. در صورتی که ایرانیان از دیدن ساحل ملکتشان به خود میلرزیدند... در هندوستان از هرچه ایرانی ملاقات کردم دل پری از میهن عزیز دارند... فکر مراجعت [به ایران] را داشتم, با وجود اینکه میدانم با واحد الیموت و چوب و چماق از من پذیرائی خواهد شد. و حالا قضیه [بزرگ] علوی [که به زندان افتاده بود] کار را سخت تر کرده. هیچ حوصله این گنده کاری ها را ندارم. رویهمرفته دوره گهی و زندگی احمقانه ای شده است. با چه موجودات پست و مادر[...]ای آدم طرف است.

 

نامه صادق هدایت به مجتبی مینوی

(صادق هدایت در هند نوشته محمدعلی کاتوزیان)

......

پ.ن: بعضی وقتها بعضی چیزها زمان و مکان ندارند!

 


شنبه 20 مرداد ماه سال 1386

 

سالها پیش در چنین روزی کره خری الاغ بزرگترین حماقت زندگی خودش را انجام داد!

پ.ن: من از تین کره خر خرترم! این من نیستم.


شنبه 20 مرداد ماه سال 1386

 

عزیزم از زندگی در بهشت لذت ببر. به فکر ما جهنمیان هم باش!

شاید سال دیگر من زودتر از تو بهشتی باشم!

زندگی دونفره... بهشت دونفره... قشنگ نیست؟


سه شنبه 29 خرداد ماه سال 1386

 

و اگر من پیامبر بودم

نسخه شفا بخش بشریت در دست من بود

نه! کشت و کشتار نبود

جهل و نادانی هم نبود

نه یاد می دادم و نه  اجباری در کار بود

خودشان را به آنها یادآوری می کردم

کمی آدم بودن همین!

......

پ.ن: این روزها چرک کف دست از زر و سیم هم نایاب تر شده!


چهارشنبه 23 خرداد ماه سال 1386

 

با رویا زندگی کردن زیباست

و از آن زیباتر رویا را لمس کردن

کاش می شد رویا خود زندگی بود!

......

پ.ن: دلبستگی هایم به دنیا زیاد و زیادتر شده!

پ.ن2:  توی گرمای لعنتی روی نیمکت گداخته سیگار کشیدن بهترین کار دنیاست!


یکشنبه 20 خرداد ماه سال 1386

 

همیشه بزرگترین شانس در کوچکترین لحظه به سراغ تو می آید! اگر می خواهی برنده شوی مثل عقاب زندگی کن!

نصیحت دوستانه به من و من به شما!

......

پ.ن: دوست نادان دانا نما ی من میگه: تو کلا آدم بی خیالی هستی! اصلا آدم نمیشی! 

چی بگم؟!


چهارشنبه 16 خرداد ماه سال 1386

 

 زندگی من شباهت عجیبی به یک بازی مسخره پیدا کرده.

حالا دارم کم کم به اون جواب مهم می رسم...

میخوام برم مرحله بعد! اینجاش مهمه! نباید GAME OVER بشم!

......

پ.ن: آدم بی دندون وقی می خنده بامزس ولی حالتو بهم می زنه!



   1      2      3      4      5    >>